X
تبلیغات
اخبار تبریز -

اخبار تبریز

 

http://www.youtube.com/view_play_list?p=E668A5FF4B97F071


 

اکبر اعلمی از زندان تبریز دیدار نمود

اکبر اعلمی نماینده شهر تبریز در مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه 13 تیر ماه از زندان تبریز دیدار نمود . عمده بازدید وی که از بند پنج (سیاسی) بود و در طول بازدید خود با زندانیان سیاسی درد و دل نموده ودر جریان رفتار با ایشان از حین دستگیری تا کنون قرار گرفت . گفته می شود اعلمی بعد از مطلع شدن از شکنجه برخی و تولید فیلمهای اجباری اعتراف برای پیگیری مسببین این جریانات مصمم می باشد .

دکتر اعلمی در بند سیاسی با فعالین سرشناسی همچون حسن آغا دمیرچی ، وحید شیخ بیگلو و... و همچنین با حجه الاسلام عظیمی قدیم در بند نظامی دیدار نموده است .

اخبار دریافتی حاکی از کارشکنی برخی مسئولان جهت عدم دیدار اعلمی از زندان می باشد

 

 

ظلمت استبداد صغیر ماندنی نیست؛
گرگها شبها نمی خوابند!
 
آه اي وطن، سنه سندن اؤج آلماغا
بابك بابام بيله ييندن گوج آلماغا
تورپاق دئييب گؤيه دارنان اوجالماغا
مظلوم ديليم قده ر داريخما دايام
 
جهان آزاد، طی ماههای می و ژوئن سال 2006 میلادی(از دهه سوم اردیبهشت ماه تا دهه اول تیرماه سال 1385 شمسی)، آگاهانه ترین، مدنی ترین، توده ای ترین، وسیعترین، متحدترین و موثرترین قیام تاریخ معاصر  آذربایجان، ایران، خاورمیانه و بلکه مشرق زمین را بر مخملی سرخ از خون شریفترین، رشیدترین، فداکارترین، آزاده ترین، جسورترین و مظلومترین  فرزندان هویت طلب تورک مشاهده کرد.
متعاقب اهانت متعفن، هدفمند و نژاد پرستانه روزنامه دولتی ایران به زبان تورکی و شان خدشه ناپذیر ملت تاریخ ساز تورک، آذربایجان در برابر مستبدترین، سرکوبگرترین و بیرحمترین رژیم معاصر جهان، همچون آتشفشانی  از خشم و نفرت غرید و چون همیشه تاریخ کهن خود، سرزمین آتشها و جانفشانی ها شد.
سیل گدازه های قیام، شهر به شهر جاری شد و حتی بخشها و روستاها را نیز در برگرفت. ملیونها نفر از دانشگاهیان و نیز اقشار مختلف مردم تورک و آذربایجانی، برای اولین بار در تاریخ کشور، بگونه ای پی در پی و در قالب آرایشی منظم در شهرهای های
 خوی، تبریز، مرند، سولدوز(نقدئی)، قوشاچای(میاندوآب)، میانه، خلخال، اورمیه، اهر، کلیبر، زنجان، اردبیل، ماکی(ماکو)، بازیرقان(بازرگان)، آب بر، رشت، صوفیان، موغان شهر(پارس اباد)، گرمی، ماراغا(مراغه)، بیناب(بناب)، یامچی، زونوز، سرایسکند(هشترود)، علمدارگرگر، باهار(بهار)، طاریم(طاروم)، آبیک، تهران، سویوق بولاق(مهاباد)، چاربورج(چهاربرج)، محمد یار، شهرری، قوم(قم)، ابهر، قزوین، قئیدار، همدان، قوچان، بیرجند، قاشقائیستان (شیراز)،...
 به پا خاستند و در مقابل گلوله های آتشین رژیم آپارتاید، با شعارهایی چون «هارای هارای من تورکم، آنادیلده مدرسه و اولوم اولسون فاشیسته»، بدیهی ترین، طبیعی ترین و انسانی ترین حقوق فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را فریاد کشیدند.
حق برخورداری از احترام، حق داشتن تاریخ وغرور ملی عاری از تحریف، حق رسمی شدن زبان اکثریت تورک در ایران ، حق تحصیل به زبان مادری، حق برخورداری از رسانه های گروهی به زبان تورکی، حق بهره مندی از توسعه اقتصادی، حق تجمیع اراضی به عنف تقسیم شده آذربایجان در غالب یک ایالت واحد، حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز، پایان بخشیدن به سیاست فاشیستی تغییر ترکیب جمعیت سرزمنیهای تورک نشین، خاتمه دادن به سیاست اتحاد با ارمنستان اشغالگر،... از جمله اولیه ترین حقوق و احتیاجاتی بوند که در تظاهراتهای مردمی مطرح شد. قطعا این مطالبات، همانگونه که اکسیژن، اب و غذا برای زندگی انسان ضروری هستند برای حیات و بقای یک ملت نیز واجب الوجودند .
در واقع سلب این حقوق به هر بهانه ممکن از جانب حاکمیت نژاد پرست تهران، کاملا به منزله اشغال اراضی، استعمار قرون وسطایی، استثمار وحشیانه و غارت تریلیونها دلار ثروت زمینی و دریایی ملت آذربایجان جنوبی در سرزمینی با وسعت تقریبی 300 هزار کیلومترمربع می باشد.
به رغم عظمت حماسه آذربایجان و شدت سرکوب دولتی، اخبار حوادث مناطق تورک نشین بصورت شرم آوری در رسانه های داخلی بایکوت شد و حتی افراد و نهادهای مدعی حمایت از حقوق بشر در ایران، به دلیل آلودگی شدید به پندارهای نژاد پرستانه، یا در باتلاق سکوتی خفت بار فرو رفتند و یا با تشویق رژیم به تشدید سرکوب ملت عدالت طلب آذربایجان، دست خود را به خون انقلابیون آزاده تورک آغشته کردند.
قوي ساباحين اؤنونده / داشلا ، باروتلا دووار چكسينلر ژنرال‌لار/ من آنجاق/ بابالاريمين كده ريني/ بو گون ديرناغيملا/ بوتون دووارلارا/ و ساباح، ديشلريمله/ ژنرال‌لارين بوغازينا قازا جاغام
انها با طرح ادعای ارتباط با بیگانه، برای مردمی ترین و مدنی ترین حرکت ملی تاریخ ایران سعی کردند تا دامنه سرکوب همه جانبه خود را تا درون خانه ها و کانون خانواده ها گسترش دهند و یکی از وحشیانه ترین سرکوبهای تاریخ را در حق ملت آذربایجان اعمال کنند. گوئی استالین زنده است، هیتلر نفس می کشد و رضا خان فرمان می دهد.
بیش از50  مرد و زن غیرتمند شهید شدند، صدها تن مجروح و معلول گردیدند و قریب به ده هزار تن دستگیر شدند. افرادی که از زندانها آزاد شده اند از اقسام گوناگون شکنجه های وحشیانه خبر می دهند. خانواده های شهدا و مجروحین را چشم ولب دوختند تا در سوگواری عزیزان خود گریه نکنند و در مظلومیت جگرگوشه هایشان سخن نگویند.
چنین برخوردهای ذلیلانه ، سبعانه و فارس پرستانه در حالی صورت می گرفت که آژانسهای خبری جهان و سازمانهای بین المللی حقوق بشر، صدای انقلاب عدالت خواهانه ملت مظلوم آذربایجان را شنیده و به حمایت از این ملت در قبال سلسله قیامهای ضد آپارتاید آذربایجان و همچنین آرمانهای انسان گرایانه قورولتای عظیم قلعه بابک پرداختند.
ملت مظلوم آذربایجان محتاج این کمکهای بین المللی است.
 
-         آذربایجان را یاری کنید!
-         گروهها حقیقت یاب را به سرزمین عزادار ما گسیل کنید!
-         در امداد مجروحین شتاب کنید!
-         آسمان آذربایجان را منطقه ممنوعه پروازی اعلام کنید!
 
اکنون گویی در صدمین سالگرد انقلاب کبیر آذربایجان در عصر مشروطه، باردیگر آذربایجان در رستاخیزی ظلم شکن، مردانه ایستاده و سینه خود را سپر تیرهای نامردان ساخته است تا مفاهیم عمیق و مقدسی چون آزادی، عدالت، مساوات، انسانیت، شرافت و استقلال را در پناه خود گیرد و با تمام وجود محافظت کند.
 
 آه … اي وطن ايگيد كيمي آتلانميشين منم               قارتاللي داغلاريندا قانادلانميشين منم
  اينيمده شال چوخام دا اگر اولماسا بئله                    اَن قانقالاق دؤيوشلره قاتلانميشين منم
     تام تورپاغينلا بير گه پارام- پارچالانميشين               تام گؤيلرينله بير گه بولود لانميشين منم
        سالخيم سؤيودلرين منه اعدام ديره كلري                 آنجاق نه غم گونش كيمي اودلانميشين منم
 قانلي جيديرلارا دؤنه جكسن سه تئزدؤن آه!             آتدان دؤشركيمي يئنه آتلانميشين منم
 
اما دشمنی که مست از شراب فاشیزم وگیج از تریاک شوونیزم است همچنان بر طبل منیت و وحشیت می کوبد.
در واقع دراکولاهای حاکم بر ایران ملت آذربایجان را وابسته به بیگانگان معرفی می کنند، سرکوب توده های مردم را وظیفه مقدس سرکوبگران می شمارند، از انتشار مجدد روزنامه بغایت کثیف و موهن ایران سخن می گویند، خواستار عمومی شدن تعصب به زبان فارسی در ایران کثیر المله می شوند، برای سرکرده داشناکهای ایروان و قصاب خونخوار قره باغ در تهران فرش قرمز پهن می کنند، به منظور تجزیه مجدد شهرهای آذربایجان تحت نامهای جدید تلاش می نمایند، کودتای سیاه و مهلک اقتصادی خود را علیه آذربایجان تشدید می کنند، لاف ضرورت پاسداری از هویت و نسل پاک آریائی می زنند، اساتید و شخصیتهای آذربایجانی را یکی پس از دیگری توقیف کرده و به اسارت می کشند و...
 
                         دوغرانيرهله ده  قولو بابكين           شيكسته آغلا يير اونا قاراباغ
    نئيله ييم چتين دير سئوگيلي چتين          چتين!... آذربايجان كيشي سي اولماق
 
در حال حاضردهها تن از فعالین حرکت ملی به همراه هزاران تن از فرزندان گمنام آذربایجان در زندانهای آپارتاید محبوسند.
- مهندس حسن راشدی، فعال و نویسنده فرهنگی و محبوب آذربایجان در سیاهچال اوین است،
- استاد حسن دمیرچی، آهنگساز و هنرمند آذربایجانی به رغم کهولت سن و ناراحتی حاد قلبی  بیش از چهل روز است که در اسارت به سر می برد. فرزند او نیز در زندان است،
- عباس لسانی سی امین روز اعتصاب غذا و دهمین روز اعتصاب آب را پشت سر گذاشته است، او در حال تبدیل شدن به الگوی مقاومت ملت آذربایجان است، برادر و خواهر زاده وی نیز در اردبیل محبوسند.
- چنگیز بختاور بعنوان یکی از فعالین غیور کارگری در تبریز، در زندان اوین بوده و تحت اعتصاب غذا بسر میبرد. فرزند او نیز همراه پدر در زندان است،
- مهندس غلامرضا امانی به رغم سالها اسارت، مجددا بازداشت شده و تحت شکنجه قرار دارد،
- صالح کامرانی بعنوان وکیل شجاع حرکت ملی آذربایجان، از محل کارش ربوده شده و در زندان اوین است، برادر و داماد وی نیز در اهر زندانی شده اند،
- حامد یگانه پور و سیروس حسین نژاد به رغم ناراحتیهای شدید جسمانی دهها روز است که در مراغه و تهران زندانی هستند و هیچ خبری از آنان نیست،
- اکنون نام صدها آذربایجانی در بند منتشر شده است. با رجوع به سایت آسمک (کمیته دقاع از زندانیان سیاسی آذربایجان ) می شود نام عزیزترین و شجاع ترین فرزندان آذربایجان را مشاهده کرد.
 
بيزيم حياتيميزين اوچلوك قانونو وار:
آذربايجان،
آزادليق،
آنا،
... و ديرناق آراسي (اعدام).
 
آذربایجان به رغم همه این بی مهریهای ناجوانمردانه، مصیبتهای بزرگ، سرکوبهای خونین و وحشی گری های طاقت فرسا، در کمال متانت و قدرت و استقامت ایستاده است و با امیدواری کامل به آینده بسیار درخشان ملی خود نظر می کند.
اگرچه تاریکی استبداد صغیر بر سراسر آذربایجان حاکم شده اما دشمن بداند که گرگها شبها بیدارند و چشمهای درشت انها همچون جرقه های اتش می درخشد!
 
بیر گون گلر، اوزو گولر، آذربایجانین.
                                                                                                      م. ع.، تبریز، قیرخ متری
 
کشتار مسلمانان قفقاز و چگونگی تشکیل ارمنستان
1. روسها از هزارة اوّل عصر حاضر به منطقة قفقاز و از آن جمله آذربایجان نظر داشته اند. این منطقه با داشتن طبیعتی سحرانگیز و ثروتی پربار ،2.  با گذشت زمان مورد تعرض روسها واقع شــد. در قرن دهم میلادی ،3.  روسها به مللــی که دور تـا دور دریای خزر می زیستند توّجه ویژه ای نشان می دادند. نگاه فرمانروایان روس ،4.  تزارها ،5.  ژنرالها و فرماندهان ارتش روسیه به این خاک مقدس هیچ گاه نگاه دوستانه ای نبوده است و آنان همواره در تکاپوی به چنگ آوردن ثروتهای این دیار غنی و تاراج مردم و بهره کشی از آنان در راه منافع خویش بوده اند،6.  منقطقة قفقاز به عنوان مرکزی مهم و پلی اقتصادی،7.  اجتماعی و فرهنگی ،8.  مدنی مابین دو قارة اروپا و آسیا از دیرباز دستخوش تحولات فراوانی بوده است. یکی از معضلاتی که در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم ،9.  همزمان با تضعیف امپراتوری های روسیه و عثمانی و آغاز فرآیند ناسیونالیسم در کشورهای اروپایی و به تبع آن در کشورهای اور آسیایی - قفقاز را در خود فرو برد آغاز جنگ بین اراضه و مسلمانان بود که به صورت یک جنگ دینی - نژادی آغاز و دامنة آن به کشورهای همسایه نیز کشیده شد و به چنان معضل لاینحلی تبدیل گشت که هنوز در آغاز قرن بیست و یکم همچنان بصورت گِرهی کور و چشم آزار در منطقه باقی مانده است . « در آوریل 1915 که در واقع شکست سرنوشت ساز سربازان ارمنی داشناک - همچنین روسها اعم از داوطلب یا مزدور- در مقابل سربازان ترکان جوان عثمانی بود و در حقیقت سرنوشت آناتولی شرقی را عوض کرد. این مسئله چنان برای ارامنه ناگوار بود که همچون تاریخ یک ارتداد - آن را به قتل عام ارامنه تعبیر و در حقیقت تدلیسی نمودند. اراضه قومی کم جمعیت و کوچک ،10.  لیکن دارای آمال و آرزوهایی بزرگ بودند که این آرزوهای بزرگ ،11.  دستاویزی برای کشورهای کوچک شد که از ارامنه به عنوان ابزاری برای تضعیف و یا حداقل مشغول ساختن امپراتوری های روسیه و بخصوص عثمانی استفاده نمایند. روسیه تزاری تضعیف شده از دو شکست پیاپی نظامی از کشور ژاپن ،12.  که به قصد بازیگردانان خارج از صحنه پی برده بود ،13.  با اعمالی پیشگیرانه احساسات ناسیونالیستی ارامنه را که ابتداعاً بر علیه روسیه غلیان کرده بود به سمت مسلمانان قفقاز و سپس به طرف امپراتوری عثمانی منحرف نمود و از این بابت امپراتـوری عثمانی را که بـه عنوان رقیبی بزرگ و یک خطر بالقوه برای روسیه بشمار می آمد را متحمل زحمات فراوانی نمود. دلایل زیادی سبب ساز حوادث خونبار در قفقاز بوده است مهمترین دلیل آن خود مختاری و یا استقلال طلبی ارامنه بود. ارامنه ابتداعاً از یک قلمرو مشخص برخوردار نبودند و کل جمعیت آنها در قفقاز در سال 1827 م به 28 هزار نفر می رسید ،14.  ارامنه بیشتر در کشورهایی همچون روسیه - ایران - آناتولی و کشورهای غربی ساکن بودند. آرزوی تشکیل « ارمنستان بزرگ » و رؤیای به دست آوردن اراضی بین دو دریا ( دریای سیاه و خزر ) از قرن گذشته تا حال  ذهن و اندیشة ارمنیها را به خود مشغول داشته است. ارامنه که مهاجر گونه زندگی می کردند هیچ گاه دارای مسکن و مأوای دایمی نبودند آنان در بسیاری از کشورهای جهان زندگی کرده اند و به محض افشاگری و خیانت کاریهایشان طرد شده اند در نهایت امر به آذربایجان سرازیر شده کم کم در اینجا شکنی گزیدند. ارامنه هر ماه نامه ها و سفیرانی را به لندن ،15.  پاریس و آمریکا اعزام می نمودند بنابر قولی که انگلستان مبنی بر خود مختاری در ترکیه به آنان داده بود بسیار تلاش نمودند و ارامنه پس از جنگهای سامسون ووان برای بار آخر از انگلستان درخواست کمک نمودند و لذا انگلستان در این مورد اقدامی ننمود بعد از آنکه ارامنه از جانب انگلستان نومید گشتند سفیری را به پایتخت آلمان « برلین » فرستادند ،16.  پس از آنکه سفیر ارامنه « میقرویچ » با پیام کابینة آلمان مبنی براینکه « اکنون زمان کشیده شدن شمشیرهاست » بازگشت ،17.  ارامنه دست به تشکیل حزب مُنسَجِم داشناکتیسون در ترکیه زدند . دولت ترکیه که تمامی این کارها را زیر نظر گرفته بود ،18.  میقرویچ را به بیت المقدس تبعید نموده و اجازة رواج حزب داشناکتسیون را در ترکیه نداد. آنگونه که ارامنه در شورای صلح ارامنه و مسلمانان در تفلیس خبر دادند چون ترکیه اجازة رواج داشناکتسیون را در ترکیه نداد ،19.  لذا ارامنه به طرف قفقاز تمایل یافته و به زعم خودخواهان ارمنستان بزرگی شدند که مثلاً توسط بیژن شاه ایرانی از بین رفته بود. وقتی که اوضاع در ترکیه به وخامت گرایید ارامنه به قفقاز کوچ نمودند . » « پتراول ،20.  تزار روسیه نیز از نخستین سالهای قرن هیجدهم چشم طمع به قفقاز و مخصوصاً آذربایجان دوخته بود ،21.  در آرزوی به دست آوردن آذربایجان،22.  و پس از آن ،23.  تصاحب ایران و رسیدن به سواحل خلیج فارس بود. از آنجایی که پیش بینی می کرد مردم آذربایجان مقاومت نشان داده و به آسانی تابع او نشدند ،24.  برای اجرای نقشه های اشغالگرانه اش تصمیم به استفاده از ارمنیهای خیانت پیشه گرفته ،25.  از راههای گوناگون ارامنه ی قفقاز ،26.  روسیه ،27.  ایران ،28.  ترکیه و سایر نقاط را آلت دست خود قرار داده و از وجود آنان بهره می برد. تزارهای روسیه پس از مرگ پتر اول نیز این سیاست را یکی پس از دیگری ادامه دادند. ارامنه هم که وطن و دولتی نداشتند ،29.  با سوء استفاده از فرصت به دست آمده ،30.  برای نیل به هدف ایجاد دولت ارمنی تاریخی آذربایجان به دست روسها و با حمایت آنان ،31.  نوکری برای اربابان روس خود و سیاست کثیف اشغالگرانه ی آنان را همچون یک وظیفه ی ملی بجا می آوردند . شو و نسبتهای ارمنی با حمایت و پشتیبانی روسها ،32.  برای تحقق بخشیدن به رویای جنون آمیز « ارمنستان بزرگ » پاکسازی ارامنی مورد ادعای خود در قفقاز جنوبی از ساکنان بومی را هدف قرار داده ،33.  در سایه جنایات و قتل عامهای برنامه ریزی شده شان بیش از دو میلیون آذربایجانی را از موطنشان تبعید کرده ،34.  حدود 5/1 میلیون نفر را به قتل رسانده و مناطق مسکونی ،35.  خانه و کاشانه و آثار تاریخی و دینی آنان را با خاک یکسان کردند. مهاجرت صدها هزار ارمنی از ایران و ترکیه به بخش شمالی آذربایجان ،36.  پس از انعقاد عهدنامه های گلستان در سال 1813 و ترکمنچای در سال 1828 - که منجر به الحاق این مناطق به روسیة تزاری گشت - و اعطای حقوق و امتیازات تبعیض آمیز به آنان در مقایسه با ساکنان بومی ،37.  باعث شده بود آذربایجان ها از هر جهت تحت فشار و تطبیق قرار گیرند. قتل عام علیه مردم آذربایجان در سال 1918 گستودگی بیشتری به خود گرفت. قتل عامها در این دوره ،38.  متشکل تر و با قساوت و بی رحمی بیشتری انجام می شد. تنها در ماههای مارس و آوریل سال 1918 ،39.  دسته های مسلح ارمنی - بلشویک در باکو ،40.  شماخی ،41.  قوبا ،42.  مغان ،43.  لنکران بیش از 50 هزار آذربایجانی را به قتل رسانده ،44.  دهها هزار انسان را از خانه و کاشانه ،45.  خود آواره کردند . ارمینها پس از الحاق زنگه زور به ارمنستان در سال 1920 به موجب فرمان شمارة 754 مورخ 10 مارس 1948 هیأت وزرای اتحاد جماهیر شوروی بیش از یکصد هزار نفر از آذربایجانیهای ساکن در جمهوری ارمنستان را از سرزمین آبا و اجدادی شان بیرون کرده و آنان را مجبور به مهاجرت به دشتهای واقع بین دورود کُروارس نمودند . » « ایروان که در حال حاضر ،46.  به عنوان پایتخت جمهوری ارمنستان ،47.  یک شهر ارمنی نشین شناخته می شود ،48.  قرنهای متمادی نه تنها به عنوان ولایتی از ولایات ایران ،49.  یک سرزمین مسلمان نشین بود ،50.  بلکه دژی استوار در برابر بیگانگان محسوب می شد. در جنگهای ایران و روس ،51.  مسلمانان این شهر ،52.  در برابر روسهای تزاری غیرتمندانه مقاومت کردن و ارتش امپراتوری روسیه را به ستوه آوردند. با وجود آن همه رشادت و پایمردی مسلمانان ایروان ،53.  بنا به عللی دیگر ،54.  از جمله خیانت ارامنه ،55.  متأسفانه جنگهای ایران و روس با شکست نیروهای ایران پایان یافت و 17 ولایت آن سوی ارس به تصرف روسها درآمد و از آن تاریخ ،56.  سیاست ارمنی کردن این ولایت مسلمان نشین آغاز شد . روسها با تغییر بافت جمعیت ایروان به نفع ارامنه ،57.  اوضاع را برای مقاصد آنها مهیا کردند. در جنگهای ایران و روس ،58.  تزار سیم به هدف دیرینه ی خود نائل می شود و بر اثر همکاری ارمنیان و روسها ولایت آن سوی ارس ،59.  برای همیشه از ایران جدا و به قلمرو روسیه منضم می گردد. از آن پس ارمنیان ایران و ترکیه،60.  در خلال جنگهای ایران و روسیه ،61.  با تشکیل گروههای داوطلب نظامی ،62.  خدمات و کمکهای ارزنده ای به روسیه کرده و پیروزی این کشور را تسهیل کردند چرا که از نظر ایشان جدایی این منطقه از یک کشور مسلمان به معنای اولین قدم به سوی آزادی و استعلال کلّی ملت ارمنی محسوب می شد. روسها دیگر هیچ وقت به مسلمانان این منطقه اعتماد نکردند و در نتیجه با بال و پردادن به ارمنیان ،63.  آنها در کلیه ی شئون اقتصادی ،64.  فرهنگی،65.  سیاسی و نظامی روسیه حضور و نفوذ یافتند. در ولایت ایروان 211 روستای آذری نشین تخریب و 300 هزار آذری ایروان به قتل رسیدند نسل کشی و پاکسازی مسلمانان این خطه بعدها نیز ادامه یافت ،66.  بطوری که امروزه حتّی یک نفر مسلمان آذری در این شهر «ایروان» وجود ندارد . ایروان در طول سده های متمادی یک خطه ی مسلمان نشین و از شهرهای آذربایجان بوده است که بر روی اجساد مسلمانان ستمدیده ی این ولایت ،67.  جمهوری ارمنستان ایجاد شده است . در هنگام قرارداد ترکمنچای 1828 ترکیب شهرنشینان ایروان بدین شرح بوده است آذربایجانی ها : 1807 خانوار برابر با 7331 نفر و ارمنی ها : 567 خانوار برابر با 2369 نفر . یکی از اهداف استراتژیک متفقین ،68.  تجزیه ی متصرفات وسیع عثمانی بود. لذا به انحای مختلف سعی در برانگیختن احساسات ضد ترکی و ضد اسلامی در میان واحدهای قومی و مذهبی داخل عثمانی می نمودند. در یک چنین جوی ارمنیها که خود را به کمکهای سیاسی و معنوی کشورهای غربی ( بخصوص فرانسه ) و حمایت فعالانه ی نظامی روسیه پشتگرم می دیدند که به چیزی پایین تر از یک ارمنستان بزرگ که شامل ارمنستان روسیه و بخشهایی از گنجه و قره باغ و 6 استان از شرق ترکیه و قسمتی از آذربایجان ایران می شد رضایت نمی دادند. کشوری که در صورت تشکیل ،69.  ارامنه خودشان در آن در اقلیت قرار می گرفتند ،70.  توطئه ای که از اوائل قرن نوزدهم در شهرهای غربی آذربایجان ایران در حال تکوین بود در سال 1918 به مرحله ای اجراء درآمد و مطابق آن قاچاقهای ارمنی بهمراه جیلوهای رانده شده از ترکیه با همدستی کارگزاران روس و انگلیس و آمریکا به منظور ایجاد یک دولت مسیحی در شهرهای اورمیه ،71.  سلماس و خوی بمدت چند ماه چنان فجایع و جنایاتی را ببار آوردند که ملی آن در حدود 300 هزار نفر از مردم ترک و مسلمان قتل عام گردیده و بسیاری ازدهات سالها بدون سکته و ویران شده باقیمانده ایرن از حیث پایمال شدن تمامیت ارضی و نقض حاکمیت سیاسی ،72.  در دو قرن اخیر لطمه های بزرگی را از روسیه و خطر توسعه طلبی آن تجریه کرده است . » جا دارد که به جنایات ارامنه در آناتولی شرقی اشاره ی کوتاهی داشته باشیم ؛ « در سالهای 6-1895 م حدود 20 هزار نفر از ترکهای مسلمان توسط ارمنی ها در مناطق وان - از روم و ... قتل عام شدند. در این عصیان ،73.  ارمنی ها توسط دولتهای قدرتمندی از جمله روس،74.  انگلیس و فرانسه مسلح سشده بودند،75.  در سال 1914 م . عده ای از مسلمانان ترک را از بالای یکی از پل های اطراف از روم - که فاصلة آن تا قعر درّه بیش از 300 متر بود ،76.  پرت کرده و به قدری از مسلمانان در این فاجعه کشته شدند که خون به جای آب در بستر دره جریان داشته است . به همین جهت ،77.  نام این پل به نام « قانلی کورپو » تغییر یافته است . و در یک فاجعة دیگر اهالی روستائی را به تعداد 500 نفر در مسجد جمع کرده و همه را آتش زدند . از سال 1915 م به بعد قتل عام مسلمانان قیصریه ،78.  از روم ،79.  دیار بکر ،80.  بامداد و ... شدت می گیرد. » « در سال 1988 ارامنه ملی راهپیمایی در ایروان خواستار الحاق قره باغ به ارمنستان شدند ولی رهبری شورای عالی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی ،81.  با صدور احکامی در مورد توسعه ی اقتصادی و فرهنگی قره باغ ،82.  امکان الحاق آن را به جمهوری ارمنستان منتفی اعلام داشت. طرحها و برنامه هایی چون اختصاص 400 میلیون روبل بودجه برای نیازهای فرهنگی و اقتصادی قره باغ ،83.  احداث بزرگراه به طرف ارمنستان ،84.  پخش برنامه به زبان ارمنی از تلویزیون قره باغ و ... به اجراء درآمد و تا حدودی به ارامنة قره باغ خود مختاری داده شد . 200 هزار آذربایجانی نیز در ارمنستان خواستار خودمختاری شدند . ولی دولت مرکزی هیچ اقدامی نکرد و جنگهای مزری بین طرفین در سال 1988 دوباره شروع شد. با حمایت روسیه و سایرین منطقه ی قره باغ به اشغال نیروهای ارمنی درآمد . بعد از سقوط قسمتهایی از خاک آذربایجان ،85.  ترکیه نیروهای خود را به حال آماده باش درآورده و نیروهای ترکیه حالت جنگی به خود گرفتند. سلیمان دمیرل نخست وزیر وقت ترکیه به دولتهای اروپایی و ایالات متحده هشدار داد ،86.  که حمایت از ارمنستان به یک جنگ منطقه ای منجر خواهد شد و اضافه کرد همه باید بدانند که این امر باعث نگرانی ترکیه و سایر جمهوری های ترک « شوروی سابق » خواهد شد . امّا نیروهای ارمنی همچنان به آتشباری خود ادامه داده و قسمتهای جدیدی را اشغال می کردند ،87.  دولت ترکیه در این هنگام به ارمنستان هشدار داد و گفت تحت فشار افکار عمومی ترکیه قرار گرفته ایم و عکس العمل نشان خواهیم داد و اظهار داشت براساس معاهده ای که در سال 1921 امضاء شده ترکیه موظف است همانند قبرس ،88.  تضمین تمامیت ارمنی آذربایجن را بر عهده گیرد وقتی درگیری ها به منطقة نخجوان کشیده شد ترکیه درصد اعزام نیرو به نخجوان برآمد ،89.  وزیر دفاع روسیه نیز به آمریکا هشدار داد چنانچه دخالتی خارجی در منطقه نخجوان صورت گیرد منجر به جنگ جهانی خواهد شد . در نهایت با پذیرش آتش بس از طرف آذربایجان آتش جنگ متوقف شد. این عملیات پاکسازی قومی از جانب ارمنی ها آخرین بار منجر به اخراج بیش از 250 هزار آذربایجانی از ارمنستان شد. ارمنه به اخراج آذربایجانیها از سرزمینهای تاریخیشان بسنده نکرده شروع به اشغال خاک آذربایجان کردند. ارامنة متکی به حمایت مسکو ،90.  با تجاوزات مسلحانه ،91.  قره باغ ،92.  مرکز تمدن باستانی آذربایجان و اراضی مجاور آن را به اشغال درآوردند. در نتیجة این تجاوزات ،93.  25 درصد از خاک آذربایجان تحت اشغال درآمده و بیش از یک میلیون انسان آواره و بی خانمان شدند. یادآوری فاجعه ی انسانی که در 26 فوریة 1992 در شهر خوجالی قره باغ رخ داد ،94.  برای تصور ابعاد جنایات و نسل کشی نیروهای مسلح ارمنستان علیه مردم مسلمان آذربایجان و وحشی گری و سفاکی آنان کافی است. در این فاجعه - که یکی از بزرگترین فجایع انسانی در تاریخ معاصر به حساب می آید - تمامی یک شهر از سوی نظامیان ارمنی با خاک یکسان شده صدها نفر مسلمان وحشیانه به قتل رسیده و 1275 نفر زن و دختر بچه به اسارت برده شدند و مورد وحشیانه ترین تحقیرها و آزارها و اذیتها قرار گرفتند . ارامنه با بی اعتنایی به تصمیمات متخذه و قطعنامه های صادره از طرف سازمانهای بین المللی ،95.  مِن جمله سازمان ملل متحد و شورای امنیت ،96.  بیش از 15 سال است که از اراضی اشغالی خارج نشده و به نهب و غارت و نابود کردن آثـار دینی و تـاریخی و تخریب منازل مسلمانان ادامه می دهند . در قطعنامه های متعدد سازمان ملل متحد توقف سریع تجاوزات نظامی و بازپس دادن اراضی اشغالی خواستار شد است . » « در حال حاضر هزاران اسیر آذری در ارمنستان به سرمی برند ،97.  ارمنی ها حتّی زنان اسیر را به کشورهای خارجی می فروشند . » لازم به توضیح است که طبق دستورات دین مبین اسلام مسلمانان در هر کجا که باشند موظف هستند به کمک برادران دینی و ستمدیده ی خود بشتابند . و تا زمانی که مسلمانان با هم متحد نشوند اوضاع نابسامانی و آشفته ی آنها بهبود نخواهد یافت. دولتها و مجالس کشورهای جهان خصوصاً دولتهای اسلامی باید قتل عام مسلمانان توسط ارامنه را مورد شناسایی رسمی قرار دهند و آنرا محکوم نمایند. جهانیان باید خواهان قبول مسئولیت قتل عام مسلمانـان ،98.  توسط ارامنه باشند ،99.  شناسایی رسمی این قتل عامها توسط جامعه ی بین المللی برای پیشگیری از جنایات احتمالی مشابه در آینده مؤثر خواهد بود .
منابع :
1- سالهای خونین ،2-  محمد اردوبادی ،3-  مترجم علیرضا نقی پور ،4-  صفحه ی 7 و 14
5- آورندگان تزار سیم به آذربایجان ،6-  سویل کریمووا،7-  مترجم امیر عتیقی بخشایشی،8-  صفحه ی 11 الی 9
9- ایروان یک ولایت مسلمان نشین بود ،10-  صمد سرداری نیا ،11-  صفحه ی 90 و 147
12- قره باغ ،13-  محمد حافظ زاده ،14-  صفحه ی 164
15- بحران قره باغ ،16-  کاوه بیات ،17-  صفحه ی 97 و 98
18- هفته نامة نوید آذربایجان ،19-  شنبه 2 اسفند 1382 شماره ی 335 صفحه ی 8
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 18:42  توسط امیر  |